پاييز

نشان همدلی و همبستگی ايرانیان

تماس با من

بايگانی مطالب

یادداشتهای افشین زند یادداشتهای افشین زند
بامداد
گیله مرد
زنان ايران
نقاب نامرئی
بهار اینجاست
نوشی و جوجه هایش

This page is powered by Blogger. Isn't yours?
Wednesday, July 07, 2004
 
?

Saturday, July 26, 2003
 
دوستان عزیز وبلاگشهری بنابه دلایلی قادر نیستم منویات قلبی و اعتقادی ام را بیان کنم
لذا ترجیح میدهم تا اطلاع ثانوی وبلاگم را تعطیل کنم. البته مدام به دوستانم سر خواهم زد.
با آرزوی پیروزی برای تمامی دوستاران ایران و آزادی و سربلندی میهن عزیزمان

Wednesday, July 23, 2003
 
مدتی بود که دسترسی به اینترنت نداشتم.دلم برای تمام دوستانم تنگ شده و حسابی هم کلافه بودم
اما چاره ای هم نداشتم.
پرشین بلاگ که درش را تخته کرده اند و من نگران بودم که بلاگر را هم فیلتر کرده باشند , البته فکر میکنم
بزودی اینکار را خواهند کرد فیلتر روی سایتهای بیشتری اعمال خواهد شد.

Thursday, July 10, 2003
 
تاسف خوردن سودی ندارد. باید از گذشته درس عبرت گرفت. با دوستی که در آمریکا زندگی می کند
صحبت میکردم میگفت: به شدت ناراحت و غمگین می شوم وقتی می شنوم مردم در ایران منتظر
نشسته اند تا آمریکا به ایران هم مثل عراق حمله ی نظامی بکند. می گفت آمریکا به شدت به منافع
کشور و ملت خودش فکر میکند .
من نیز به او گفتم که درستش هم همین است هر دولتی در درجه ی اول باید به منافع ملی و مردم خود
بیاندیشد. نه مثل ما که همه چیز در اولویت است با همه جای دنیا کار داریم الا کشور خودمان , مردم
خودمان و این اصلن مهم نباشد که فرزندان ما الآن در ایران از سوءتغذیه رنج می برند. زیرا که منابع و پول
ما دارد در جاهایی دیگر مصرف می شود..........

Tuesday, July 08, 2003
 
برگذاری کنسرت مجانی گروه آریان در تاریخ 14-20 تیر ماه جالب است. این هم روشی است برای جلب
توجه جوانان به سمتی دیگر غافل از اینکه جمع شدن جوانان حتی در چنین محیطهایی می تواند خطر آفرین باشد!!

Thursday, July 03, 2003
 
چند روز است که حسابی از دست خرابکاری ها و بی نظمی هایی که سرتا سر این مملکت را گرفته
و در واقع از دست عاملان این بی سروسامانی کلافه ام. آنقدر که دلم میخواهد آنها را ساطوری کنم
ریزریزشان کنم وهیکل کثیفشان را جلوی لاشخورها بریزم که بخورند. تو این مملکت از نحوست وجود
پلیدشان سنگ روی سنگ بند نیست, همه جا درهم ریختگی, بی نظمی, کم کاری, بدکاری , فساد, ریا
و.... به چشم میخورد. با آدمها طوری رفتار شده که باور کنند هیچ اراده و شخصیتی ندارند. لعنت به
این شیادان مردم فریب و فاسد. آنقدر دلم گرفته و آنقدر غمگین و خشمگین هستم که کلمات هم نمی توانند
یاری ام کنند.
کلافه ام , پریشانم , آنقدر که دوست دارم سر به کوه و بیابان بگذارم.

Saturday, June 28, 2003
 
تفکری که چند وقتی است بین بعضی از روشنفکران رایج شده به این صورت است که تمام علت عقب ماندگی و مشکلات
جامعه ی ما و کشورمان را ناشی از تنبلی و تن پروری و دو رویی ایرانیان می دانند و نقش چیزهای دیگر را ندید می گیرند و
استدلالشان این است که مردم ما بدند که ما پیشرفت نکرده ایم و مسایلی از این دست که از افراد برجسته ای که اینگونه
می اندیشند صادق زیبا کلام است که علل عقب ماندگی را بیشتر به موقعیت جغرافیایی و بی کفایتی مردم ما ربط می دهد.
عده ای هم چنین اندیشه ای را پذیرفته اند و بدتر از همه هم کتاب ناصر پور پیرار است که قبلن هم دوستانی در این رابطه مطلب
نوشته اند و تذکراتی داده اند ولی به نظرم بهتر است محققین و نویسندگانی که در زمینه ی تاریخ کار می کنند این اراجیف را به
شکل علمی و مستدل نقد و رد کنند. متاسفم که اینگونه کتابها که هدفشان یکسره نابود سازی فرهنگ ملی و ایرانی است
در بین بعضی از روشنفکران قابل قبول می افتد.

Sunday, June 22, 2003
 
وقتی خطر می کنید, و زندگی خود را در معرض نابودی می بینید, برای گریز از مهلکه به نیروهای اصیلی
پناه می برید که در شما پنهانند. استعدادها , هوش و ابتکاراتی که سالها در انتظار به ثمر رسیدنش بوده اید.
به عبارت ساده تر , رفته رفته تمام ذخیره ها و ابزارهایی را کشف می کنید که سالها برای رسیدن به
آرزوهای قلبی خود محتاجشان بوده اید.البته رسیدن به زندگی پر ماجرا و پر تحرک ساده و راحت نیست و
به قول عوام جگر شیر میخواهد.
فراموش نکنید اگر به چیزی دل ببندید, سرانجام قادر خواهید بود که آن را به دست آورید. با شور و هیجان
فرصتها به دست می آیند و بخت و اقبال به انسان رو می کند. به عبارت بهتر باید در آتش شوق دستیابی به
هدفتان بسوزید و بخواهید که در هر حال به آنها دست یابید. کسانی که انتظار را پیشه می کنند و از زندگی توقع
دارند روزی آنها را به ذوق و شوق آورد کلاهشان پس معرکه است.(مایک ویکت - پیروزی آسان است)

Wednesday, June 18, 2003
 
چند روز است که هوا بس ناجوانمردانه گرم است. طوری که گاه آدم حس میکند در حال آب پز شدن است.


 

مرگ در هر حالتی تلخ است, اما من
دوست می دارم که چون از ره در آید مرگ
در شبی آرام چون شمع شوم خاموش
لیک مرگ دیگری هم هست
دردناک, اما شگرف و سرکش و مغرور
مرگ مردان, مرگ در میدان
با تپیدنهای طبل وشیون شیپور
با صفیر تیر و برق تشنه ی شمشیر
غرقه در خون پیکری افتاده در زیر سم اسبان
وه چه شیرین است
رنج بردن , پا فشردن , در ره یک آرزو مردانه مردن
وندر امید بزرگ خویش
با سرود زندگی بر لب جان سپردن
آه, اگر باید
زندگانی را به خون خویش
رنگ آرزو بخشید
و به خون خویش نقش صورت دلخواه زد بر پرده ی امید
من به جان و دل پذیرا می شوم
این مرگ خونین را.
( هوشنگ ابتهاج)

Sunday, June 15, 2003
 
آسمان تهران چند شب پیاپی است که شاهد فریاد و گلوله و آتش است. دانشگاهها امتحانات پایان ترم را لغو
کرده اند و در بعضی از آنها تحصن و درگیری ادامه دارد. نبردی نابرابر که منجربه مجروح شدن تعداد زیادی
از دانشجویان شده وتنی چند از آنها در حال کما و مشرف به مرگ هستند,همچنان در جریان است.
امیدوارم اینبار کسی برای مردم تصمیمی نگیرد و برایشان نسخه پیچی نکند , بگذارند خودشان راهشان را
پیدا کرده و طی کنند.




Site Meter